? بدتر شد - همه چیز مثل ، زندگی
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

بدتر شد

دوشنبه 30 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 11:30 ب.ظ

هر چه کردم نشوم از تو جدا، بدتر شد

از دل ما نرود مهر و وفا ، بدتر شد

مثلا خواستم این بار موقر باشم

و به جای تو بگویم که شما ، بدتر شد

این متانت به دل سنگ تو تاثیر نکرد

بلکه برعکس فقط رابطه ها ، بدتر شد

آسمان وقت قرار من و تو ابری بود

تازه با رفتن تو وضع هوا ، بدتر شد

چاره دارو دوا نیست که حال بد من

بی تو با خوردن دارو و دوا ، بدتر شد

روی فرش دل من جوهری از عشق تو ریخت

آمدم پاک کنم عشق تو را ، بدتر شد 

 

یه وقتایی خیلی دلم میگیره ،آسمون چشمام ابری میشه ، دنیا ، خونه و خلاصه همه جا برام میشه یه زندون ، به دیوارا تکیه میدم و بغض میکنم بیچاره مادرم که پا به پام میاد بعد انگار یه دستی از یه جایی یه هاله غبار رو از ذهنم پاک میکنه یادم میاد چند سال پیش تو یه همچین روزایی یه پرنده برام کنج ذهنم خاطره گذاشته بعد دوباره دلم میگیره که نه میشکنه بعد حوصله هیچیو ندارم میخوام به وسعت آسمون بزرگ شم و به وسعت باد فریاد بزنم اما فقط یه لبخند تلخ بعد آروم میشم نه از درون که این فقط ظاهر منه دوستام منو به عنوان یه آدم شاد میشناسن ولی نمیدنن اونی که گریه میکنه یه درد داره و اونی که میخنده............

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo