برای سینه زدن رخصتی بده آقا
به دست خسته ی من قدرتی بده آقا
شبیه سال گذشته دوباره آمده ام
برای خوب شدن فرصتی بده آقا
دوباره قصد نمودم که نوکرت باشم
در این دوماه عزا همتی بده آقا
دعای خیر پدر بود آمدم اینجا
به سفره ی پدرم برکتی بده آقا
از آن قواره ی مشکی که دست فاطمه است
به روضه خوان خودت خلعتی بده آقا
زغصه های سر غرق خون تو بر نی
چگونه سرشکنم، جراتی بده آقا
سر مطهرتان بارها ز نی افتاد
میان روضه به من طاقتی بده آقا
وحید قاسمی
*****************************************
روز چهارم محرم
در این روزعبیدالله بن زیاد مردم را در مسجد کوفه گرد آورد و خود به منبر رفت و گفت: اى مردم! شما آل ابى سفیان را آزمودید و آنها را چنان که مىخواستید، یافتید! و یزید را مىشناسید که داراى سیره و طریقهاى نیکو است! و به زیر دستان احسان مىکند! و عطایاى او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! و اینک یزید دستور داده است که بهره شما را از عطایا بیشتر کنم و پولى را نزد من فرستاده است که در میان شما قسمت نموده و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم! این سخن را به گوش جان بشنوید و اطاعت کنید.
سپس از منبر به زیر آمد و براى مردم شام نیز عطایائى مقرر کرد و دستور داد تا در تمام شهر ندا کنند که مردم براى حرکت آماده باشند، و خود و همراهانش به سوى نخیله حرکت کرد و حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعى و شمر بن ذى الجوشن را به کربلا گسیل داشت تا عمربن سعد را در جنگ با حسین کمک نمایند.
پس از اعزام عمربن سعد به کربلا، شمربن ذى الجوشن اولین فردى بود که با چهار هزار نفر سپاهى آزموده براى جنگ با امام حسین علیهالسلام اعلام آمادگى کرد و بعد یزیدبن رکاب کلبى با دو هزار نفر و حصین بن نمیر با چهار هزار نفر که جمعا بیست هزار نفر مىشدند.
سلام عزیزم.خوبی؟ ما رو فراموش که نکردی؟
.فرا رسیدن ماه محرم رو بهت تسلیت میگم .
خوشحال میشم یه سری هم به ما بزنی..
التماس دعا..