? کرده‌ام خاطر خود را به تمنای تو خوش - همه چیز مثل ، زندگی
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

کرده‌ام خاطر خود را به تمنای تو خوش

دوشنبه 28 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 01:27 ق.ظ

 

 ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش

دلم از عشوه شیرین شکرخای تو خوش

همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف

همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش

شیوه و ناز تو شیرین خط و خال تو ملیح

چشم و ابروی تو زیبا قد و بالای تو خوش

هم گلستان خیالم ز تو پرنقش و نگار

هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش

در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار

کرده‌ام خاطر خود را به تمنای تو خوش

شکر چشم تو چه گویم که بدان بیماری

می کند درد مرا از رخ زیبای تو خوش

در بیابان طلب گر چه ز هر سو خطریست

می‌رود حافظ بی‌دل به تولای تو خوش 

**********************************

یکی با خنده آمد از پس راه

یکی با گریه ای مغموم گم شد

در این آشفته بازار هیاهو

حقیقت، تلخ و نا معلوم گم شد

دلم تنگ است

دلم می سوزد از باغی که می سوزد

نه دیداری،  نه بیداری

نه دستی از سر یاری

مرا آشفته می دارد، چنین آشفته بازاری

تمام عمر بستیم و شکستیم

به جز بار پشیمانی نبستیم

جوانی را سفر کردیم تا مرگ

نفهمیدیم به دنبال چه هستیم

عجب آشفته بازاری است دنیا

عجب بیهوده تکراری است دنیا

چه رنجی از محبت ها کشیدیم

برهنه پا به تیغستان دویدیم

نگاه آشنا در آن همه چشم

ندیدم   و   ندیدم   و  ندیدم

سبکباران ساحلها ندیدند

به دوش خستگان باری است دنیا

مرا در موج حسرتها رها کرد

عجب یار وفاداری است دنیا

عجب آشفته بازاری است دنیا

عجب بیهوده تکراری است دنیا

میان آنچه باید باشد و نیست

عجب فرسوده دیواری است دنیا

عجب دریای طوفانی است دنیا

عجب خواب پریشانی ایست دنیا

عجب یار وفاداری است دنیا

عجب آشفته بازاری است دنیا

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo