? دلم تنگه - همه چیز مثل ، زندگی
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

دلم تنگه

دوشنبه 21 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 03:02 ق.ظ

  

 یار بود و عشق بود و دست من

 آسمان و ماه و چشم مست من

 زندگی مثل گل قالی نبود

 عشق‌ها، بی روح و پوشالی نبود

 عشق یک چشم پر از آیینه بود

 قلب‌ها خالی از هر کینه بود

 عشق مثل عمق اقیانوس بود

 بی‌وفایی همچنان کابوس بود

 راستی امروز آن گلشن کجاست ؟

 جایگاه عشق ورزیدن کجاست ؟  

 از چه ما با قلب صادق بد شدیم ؟

 امتحان عشق بود و رد شدیم

 راستی آن روز رؤیایی چه شد ؟

 آن همه عشق اهورایی چه شد ؟  

 شمهایی که به قلبم دوخت کو ؟

هستیم را پای تا سر سوخت کو ؟

 عشق اگر جویم عذابم می‌دهند

 کودکم خوانند و خوابم می‌دهند

 خانه‌ها خالی شده از یاسمن

یاران می خندد به قلب پاک من

 گفت شاعر : عشق جز افسانه نیست

 شمع عاشق نیست پروانه نیست

 یک دروغ کهنه کمرنگ بود

 شمع با پروانه کی یکرنگ بود ؟

 من ولی گویم که عشق افسانه نیست

 هرکه جوید عشق را دیوانه نیست

 مردمند آنان که خود افسانه ‌اند

 دلخوش جام می و پیمانه ‌اند  

 مردمان را طاقت دیروز نیست

 تاب اشک و ناله ی جانسوز نیست

 مردمان با عشق و مستی بد شدند

 عشق را دیدند و غافل رد شدند

 رد شدند و سوی دولت آمدند

 عشق را کشتند و راحت آمدند

 راستی آن روز زیبا بود عشق

 کاش اینک هم شکوفا بود عشق  

  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo